Monday, January 18, 2010

258

یک وقت هایست که همه اش دهنم همان مزه ی شیرین را میدهد لعنتی ! یک وقت هایی است مثل حالا که دلم میخواهد تمام اتاق و این عکس ها و عروسک ها و تمام این چیز های لعنتی را بکوبم توی دیوار و بلند ضجه بزنم و خودم را بکوبم روی زمین
بعد یک قطره اشک بریزم تا حرارت درون بدنم بزند بیرون و خنکم کند و باز همان جا ولو شوم روی زمین و چشم هایم را ببندم و گیج شوم کم کم و حست کنم که امدی و نشستی پیشم و دوباره شیرین شوم ...لعنتی