Sunday, March 1, 2009

206

کاش میشد روی شونه هات گریه کنم و بگم من دلم واسه اون ادمی که با استفاده از وجود تو
حسادتم و تحریک میکرد و باعث شده بود ازت بدم بیاد تنگ شده لعنتی..
دلم واسه تمام اون روزایی که هر روز از حرارت من و میسوزوند و با نگاه کردن به تو داغ تر میشدم و اونم با این خیال باطل که حس حسودی و این حرفاس شیطون میشد و میخندید و جلوم ناز میکرد تنگ شده...
دلم واسه روزایی که عقب میشستی و وقتی نگاهامون به هم گره میخورد پشت سرش نگاهتو میدوختی به دست من که روی پاهاش میغلتید.
دلم واسه اون اشک های نازی که میریختی
تنگ شده...
این روزا فقط دل تنگی و حس میکنم....