بریدم بسکه خاطرات لعنتیم را مرور کردم و اشک ریختم و زجه زدم و قرص هایم را خوردم و خوابیدم ...
حرف هایت یادت است مسخره؟هرگز فکر نمیکردم یک روز که به حرفا هایت فکر میکنم بخواهم بمیرم و فراموش کنم خنده هایت را.
چرا الان که اهنگ های دو سال پیش را گوش میدهم میخواهم بترکم از شدت بغض
من خسته ام از این اهنگ ها.از این خاطرات.از صدایت.از مرورت....
چرا راحت نمیشوم.بریدم
میدانی؟حق من نبود از زمانی که همه شاد بودند طعم افسردگی را بچشم تا امروز که دیگر حتی اروق هایم هم بویش را بدهند.
دو سال گذشت عزیزم.
دو سال.
اصلا اسان نبود ها.
این قدر سختی کشیدم در این دو سال.
ولی با این حال هنوز هم باور نمیکنم دو سال گذشت.
مرده رنگ انتظارو بارون چشمای خستم
انگار آهنگی نداره بی تو این قلب شکستم .
عشق من جنس هوس نیست رنگ خاطرات تلخ قصه های پر غباری که روشون چشامو بستم .
دوباره دقیقه هارو کند و آهسته می بینم
دوباره چشم خدارو رو خودم بسته می بینم
میریزه اشک شادی از دو چشمم روی گونه های سردم
سـراغ من می یادش همون عشقی که دنبالش میگردم
بیا ای که عـزیزم دلـم هوای عـشق تـو رو داره
بیا ای که نـگاهت برام هـزار و یـک خاطـره داره
لحظه لحظه گذر عمر
مثل اینه که تو میری
دونه دونه خاطراتم
تو میخوای ازم بگیری
نگو مثل بار اول دستم و دوباره خوندی
بین موندن یا نموندن
تو سر دوراهی موندی
دستای تو ساحل عشقه
دنیـای من بـا تـو بهشته
انگار یکی میون قلبم
اسم قشنگتو نوشته
ميخوام اينو بدوني دل من مرده ديگه
توي سينه زدن و از يادش برده ديگه
ديگه اون روزا گذشت همهي خاطره ها
دست سنگين سكوت پل سرد بين ما
می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت
با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه
تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه
اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی
کور و کر بازیچه باد مثل یه بادبادکی
دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم
تو رو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم
نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی
واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی
وای اگر ناله کنم میسوزه خونه
جای آهن روی دیوارا میمونه
من فقط یک نفرم قد یک دنیا
غم شده سهم من از زشتی و زیبا
امشب تو نگات گرم تر از خورشید داغ
غنچه ی لبات سرخ تر از گلهای باغ
امشب واسه من قشنگتری تو از همیشه
امشب شب ماست هرگز فراموشم نمیشه
امشب شب ماست هرگز فراموشم نمیشه
اگه تا روز قیامت
داشتنت نباشه قسمت
چشم براه تو میمونم
با دلی پر از صداقت
اگه با اشکای گرمم
دل سنگ برام بسوزه
اگه جسم من بپوسه
بعد دنیای دو روزه
توی یه جاده برفی پی انتها می گردم
توی یه رویایه آبی هنوزم اسیر دردم
آخه دنیا تو چشام رنگشو باخته
آخه یک جنس غریبه آسمون منو ساخته .
عشق اولم عشق آخرم
باتو زندگي شده باورم
چه شكسته ام بي تو خسته ام
دل پر اميد به تو بسته ام
من كه زندگيمو باختم واسه يه لحظه ديدنت
نزا باز دلم بسوزه دوباره وقت رفتنت
بي تو دلم خون ميشه اگه نيايي
تو سينه داغون ميشه بگو كجايي
حيف كه اون روزاي خوب خيلي زود تموم شدن
با يه چشم به هم زدن همشون ويرون شدن
ما ميخواستيم يك شبه ره صدساله بريم
براي لبهاي عشق شعر خوشبختي بگيم
نگو خیسی چشاتو
به کسی نشون نمیدی
حیف عمری که تلف شد
پای عشقی که ندیدی
توی گوشه ی اتاقم
یه سبد دل شکسته
عطر دستای لطیفت
یه روزی روشون نشسته
قصه دلتنگیت را خوب من بگذار و بگذر
گریه دریاچه ها را تا به دامانت نبینم
کاشکی قسمت کنی غمهای خود را با دل من
تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم
بگو تنها نشستم بدون یارم
وقتی اون نیست من خیلی خارم
آسمون و نگاه می کنم مه شده
یاد خاطراتم میفتم گم شده
به عشقت میخونم از ته قلبم قلبم
میذارم کف دست تو حرفم
چه جوری بهت بفهمونم می خوامت
می خوام بذارم دستم و رو لبت
بکنمت ترک و می خوام بگمت
بوسه نگو می خوام بدمت
حرف هایت یادت است مسخره؟هرگز فکر نمیکردم یک روز که به حرفا هایت فکر میکنم بخواهم بمیرم و فراموش کنم خنده هایت را.
چرا الان که اهنگ های دو سال پیش را گوش میدهم میخواهم بترکم از شدت بغض
من خسته ام از این اهنگ ها.از این خاطرات.از صدایت.از مرورت....
چرا راحت نمیشوم.بریدم
میدانی؟حق من نبود از زمانی که همه شاد بودند طعم افسردگی را بچشم تا امروز که دیگر حتی اروق هایم هم بویش را بدهند.
دو سال گذشت عزیزم.
دو سال.
اصلا اسان نبود ها.
این قدر سختی کشیدم در این دو سال.
ولی با این حال هنوز هم باور نمیکنم دو سال گذشت.
مرده رنگ انتظارو بارون چشمای خستم
انگار آهنگی نداره بی تو این قلب شکستم .
عشق من جنس هوس نیست رنگ خاطرات تلخ قصه های پر غباری که روشون چشامو بستم .
دوباره دقیقه هارو کند و آهسته می بینم
دوباره چشم خدارو رو خودم بسته می بینم
میریزه اشک شادی از دو چشمم روی گونه های سردم
سـراغ من می یادش همون عشقی که دنبالش میگردم
بیا ای که عـزیزم دلـم هوای عـشق تـو رو داره
بیا ای که نـگاهت برام هـزار و یـک خاطـره داره
لحظه لحظه گذر عمر
مثل اینه که تو میری
دونه دونه خاطراتم
تو میخوای ازم بگیری
نگو مثل بار اول دستم و دوباره خوندی
بین موندن یا نموندن
تو سر دوراهی موندی
دستای تو ساحل عشقه
دنیـای من بـا تـو بهشته
انگار یکی میون قلبم
اسم قشنگتو نوشته
ميخوام اينو بدوني دل من مرده ديگه
توي سينه زدن و از يادش برده ديگه
ديگه اون روزا گذشت همهي خاطره ها
دست سنگين سكوت پل سرد بين ما
می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت
با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه
تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه
اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی
کور و کر بازیچه باد مثل یه بادبادکی
دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم
تو رو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم
نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی
واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی
وای اگر ناله کنم میسوزه خونه
جای آهن روی دیوارا میمونه
من فقط یک نفرم قد یک دنیا
غم شده سهم من از زشتی و زیبا
امشب تو نگات گرم تر از خورشید داغ
غنچه ی لبات سرخ تر از گلهای باغ
امشب واسه من قشنگتری تو از همیشه
امشب شب ماست هرگز فراموشم نمیشه
امشب شب ماست هرگز فراموشم نمیشه
اگه تا روز قیامت
داشتنت نباشه قسمت
چشم براه تو میمونم
با دلی پر از صداقت
اگه با اشکای گرمم
دل سنگ برام بسوزه
اگه جسم من بپوسه
بعد دنیای دو روزه
توی یه جاده برفی پی انتها می گردم
توی یه رویایه آبی هنوزم اسیر دردم
آخه دنیا تو چشام رنگشو باخته
آخه یک جنس غریبه آسمون منو ساخته .
عشق اولم عشق آخرم
باتو زندگي شده باورم
چه شكسته ام بي تو خسته ام
دل پر اميد به تو بسته ام
من كه زندگيمو باختم واسه يه لحظه ديدنت
نزا باز دلم بسوزه دوباره وقت رفتنت
بي تو دلم خون ميشه اگه نيايي
تو سينه داغون ميشه بگو كجايي
حيف كه اون روزاي خوب خيلي زود تموم شدن
با يه چشم به هم زدن همشون ويرون شدن
ما ميخواستيم يك شبه ره صدساله بريم
براي لبهاي عشق شعر خوشبختي بگيم
نگو خیسی چشاتو
به کسی نشون نمیدی
حیف عمری که تلف شد
پای عشقی که ندیدی
توی گوشه ی اتاقم
یه سبد دل شکسته
عطر دستای لطیفت
یه روزی روشون نشسته
قصه دلتنگیت را خوب من بگذار و بگذر
گریه دریاچه ها را تا به دامانت نبینم
کاشکی قسمت کنی غمهای خود را با دل من
تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم
بگو تنها نشستم بدون یارم
وقتی اون نیست من خیلی خارم
آسمون و نگاه می کنم مه شده
یاد خاطراتم میفتم گم شده
به عشقت میخونم از ته قلبم قلبم
میذارم کف دست تو حرفم
چه جوری بهت بفهمونم می خوامت
می خوام بذارم دستم و رو لبت
بکنمت ترک و می خوام بگمت
بوسه نگو می خوام بدمت