خیره شدن تو نگاه های سرد یه ادم که هر لحظه با اون سیگار لعنتیش بهت نزدیک میشه سخته..
مخصوصا وقتی یهو دود سیگار وبزنه توی صورتت و دیگه نتونی حتی نفس بکشی..
اونجاهاس که فقط قلبت میتپه به خاطر صاحب اون دستایی که سیگار بین انگشتاش و با خودت میگی که چه قدر ابهلی..که چه قدر بیشتر از چه قدر ابلهی
مخصوصا وقتی یهو دود سیگار وبزنه توی صورتت و دیگه نتونی حتی نفس بکشی..
اونجاهاس که فقط قلبت میتپه به خاطر صاحب اون دستایی که سیگار بین انگشتاش و با خودت میگی که چه قدر ابهلی..که چه قدر بیشتر از چه قدر ابلهی